محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
63
خلاصة الحكمة ( فارسى )
اسباب اربعه خون : فاعلى و صورى و مادّى و غائى : سبب فاعلى آن ، حرارت معتدله است . و سبب صورى آن ، نضج فاضلِ كافى [ است ] ؛ زيرا كه هرگاه حرارت معتدله در مادّهء جيدِ لطيف حاصل از اغذيهء حاره و حلوه تصرّف نمايد ، آن را طبخ و نضجِ فاضلِ جيد مىدهد و رنگ آن را سرخ و قوام آن را معتدل و طعم آن را شيرين مىگرداند و طبع آن را گرم وتر . و سبب مادّى آن ، اغذيهء جيدهء مولّد دم است . و سبب غائى آن « 1 » - كه فايدهء آن است - توليد « روح حيوانى » از بخار لطيفِ جيد آن در « بطن ايسر قلب » ، و تغذيه و تنميه ساير بدن و بدل ما يتحلل و گرم و تر و با نضارت و حسن و جمال و رونق و بها و فربه داشتن بدن از متين آن است . اسباب اربعهء صفراء : سبب فاعلى آن ، حرارت [ ى است كه ] اندك از حد اعتدال زياده [ باشد ] ؛ زيرا كه هرگاه حرارت چنانى تصرف در مادّهء بسيار لطيف نمايد ، قوام آن را رقيق و رنگ آن را زرد و طعم آن را تلخ و حاد و سريع النفوذ و طبيعت آن را گرم و خشك مىگرداند . و سبب مادى آن ، اجزاء لطيفه حارّه و حُلوَه و دَسمَه و حريفهء اغذيه است . و سبب صورى آن ، طبخ و نضج فاضل و كامل [ است ] . و سبب غائى آن - كه فايدهء توليد آن است - سه امر است : يكى ، تغذيهء بعضى اعضاء كه واجب است در غذاى آنها ، قسطى از صفراء باشد ؛ مانند « مراره » . دوم ، تلطيف و ترقيق خون ؛ تا آن كه نفوذ در عروق ضيقهء شعريه تواند نمود ؛ زيرا كه
--> ( 1 ) . الف : ( آن ) حذف شده .